ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

51

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

گفته شد : على بن الحسين بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب با رقيه دختر عمرو عثمانى ( از اولاد عثمان ) ازدواج كرد او قبل از آن همسر مهدى ( خليفه ) بود . هادى فرستاد او را جلب كردند . به او گفت : زن بر تو قحط شده بود كه تو همسر امير المؤمنين را بزنى بگيرى . گفت : خداوند بيوه زنى را حرام نكرد مگر زنان جدم پيغمبر . اما زنان ديگر كه حرام نمىباشند . هادى در دست عصا داشت بر سر او زد و سرش را شكست و بعد دستور داد پانصد تازيانه به او زدند و او را مجبور كرد كه زن سابق پدرش را طلاق گويد او خوددارى كرد . از شدت ضرب غش كرد و در حال اغما افتاد . در انگشت او انگشترى گرانبها بود يكى از غلامان طمع كرد و خواست انگشترى را از انگشت او بگيرد دست دراز كرد و على بن حسين دستش را سخت گرفت و كوبيد او نزد هادى رفت و شكايت كرد . هادى گفت : تو بخادم من چنين مىكنى در حالى كه حرمت پدرم را نگاه نداشتى و به من چنين گفتى و چنان ؟ گفت : از او بپرس و او را سوگند بده تا به تو راست گويد كه علت كوبيدن دستش چه بود خادم حقيقت را گفت : هادى گفت : به خدا خوب كرد و من گواهى مىدهم كه او پسر عم من است و اگر چنين نمىكرد من خويشى خود را از او نفى مىكردم . او را آزاد كرد . گفته شد : مهدى هنگامى كه يك زنديق نزد او برده بودند كه او را كشت و بدار آويخت بهادى گفت : اى فرزند ! اگر روزى كار بدست تو افتد تو خود را آماده قلع و قمع اين گروه كن . مقصود از آن گروه پيروان مانى بوده زيرا آنها مردم را بيك ظاهر فريبنده دعوت مىكنند مردم را از پليدى و زشتى نهى مىكنند بزهد و تقوى و پرهيز از خوردن گوشت دعوت مىنمايند . از آزار حشرات و آلوده كردن آب پاك اجتناب مىكنند ولى قائل به دو خداوند هستند يكى خداى روشنائى و ديگرى تاريكى آنها ازدواج با خواهران و دختران را روا مىدارند . شستشو با بول خود مىكنند . كودكان را مىربايند و مىدزدند كه بعقيده خود آنها را از گمراهى و تاريكى نجات دهند و بروشنائى هدايت كنند . تو دارها نصب و شمشيرها را